عزیز دل مامانعزیز دل مامان، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

یکی میاد که متعلق به ماست

مريض سخت بنيتا

قبل زدن واكسن يه كوچولو بنبتا سرما داشت كه با دارو خوب شد و ماهم خيالمون راحت شد،بعد از واكسن چهارماهگي يهو بنبتا خس خس سينه شديد گرفت و سرفه هاي وحشتناك،دل ادم كباب ميشد،ديگه سريع اورژانسي برديمش دكتر ،گفت برونشيت،و اگه درمان نشه و رعايت نكنيم ممكنه به آسم كودكان تبديل شه،فعلا كه خداروشكر خيلييي حالش بهتره ولي هنوز خوب خوب نشده،تو همين سرماخوردگي يكم تغييرات تو مدفوع بنيتا ايجاد شده،كه منتظريم اين مريضيش كامل رفع شه ،چون دكتر گفت ممكنه بخاطر قطره اهن يا همين مريضيش باشه تا ببريمش ازمايش،ايشالله كه دخترم چيزيش نيست و زودي اين مشكلاتش حل ميشه
20 دی 1394

چهارماهگيت مبارك دختركم

بنبتا جوني برا واكسن چهارماهگيشم خداروشكر اذيت نشد،ايشالله كه هيچوقت اذيت نشه،وزن خانوم گل ٧٥٠٠ شده،مامان فداش بشه،دختر گلم ديگه هرچيزي رو كه نزديكش ميكني ميخاد با دوتا دستاش بگيره،خيلي از همسناي بنبتا غلت ميزنن،ولي بنبتا انگاري دوست نداره تجريه كنه غلت زدنو چون تلاشم نميكنه🤔🤔🤔🤔 ولسه شير خوردن خيليي بازيگوش شده كه دكتر گفت چون وزنش روي نموداره براي غذا خوردن بهش گير ند،ي انگاري خيلييي لثه هاش اذيتش ميكنه چون انگشتشو خيليي محكم فشار ميده رو لثه هاش،هرچي هم كه پيدا كنه دوست داره محكم گاز بزنه،خانوم خانوماي من به رفتن خونه باباحسين و مامان زهرا خيلييي عادت داره،روزي دوبار حداقل بايدبره خونشون و گرنه انگار يچيزي گم كرده،چند روزي كه باباشون رفته ...
8 دی 1394

يلدا

با اينكه ميخاستيم شب يلدا خونه مامانبزرگ مريم جمع بشيم ،چون بنيتا جوني اولين يلداش بود،من تو خونه ميز چيزم و عكس گرفتيم و چون بنيتا يكم بيحال بود و معلوم بود شروع سرما خوردگيشه،چند روز زودتر عكس چهارماهگيشم همون شب يلدا گرفتيم تا دوباره برا عكس گرفتن مزاحم خانوم كوچولو نشيم ...
8 دی 1394
1